اولین ماه رمضان با حضور یسنا
سلام عشق مامان
سلام نفس من
سلام يسنا خانم
حال و احوال اين روزات شكر خدا خوبه.دیگه قشنگ سوپ و فرنی و حریره می خوری. البته سوپ رو بهتر از بقیه می خوری و خیلی دوست داری.
امسال اولین رمضونی هست که شما به جمع من و بابایی اضافه شدی و البته باعث خیر و برکت و شادی ما هم شدی.
البته یه اتفاق مهم که این روزا داره میفته اسباب کشیمون هست.
اینم باید بگم که هنوز به مرحله اصلی اسباب کشی نرسیدیم ولی خورد خورد داریم جمع می کنیم. روز اول رمضون بود که خاله مرجان اومد خونمون و به کمک هم یه کم از وسایل آشپزخانه رو جمع کردیم و عصری هم رفتیم خونه جدیدمون و بازم به کمک خاله مرجان و البته همکاری شما ( آروم بودنت) یه کم از وسایل آشپزخانه رو چیدیم.![]()
بعدم یه سر رفتیم خونه عمو مجید که طبقه بالای خونه ماست. اونجا با عمو مجید و زنمو زهره و باباجی و مامان جون دیدنی کردیم و شب هم رفتیم غذا بیرون خوردیم که عکساشو میزارم. راستی تو همین روزا بود که یه بار که پیش زنمو زهره بودی و ما پایین داشتیم اسباب می چیدیم زنمو بهت بیسکوییت مادر داد و شما هم خیلی خوشت اومده بود و اون بار شد اولین دفعه ای که شما بیسکووییت مادر خوردی.
البته يه شب هم كه خونه ماماني و بابايي بودیم هم مامانی بهت بستنی یخی فالوده ای داد ![]()
که اون هم دوست داشتی با اینکه دور لبت به خاطر یخ بودن بستنی قرمز شده بود بازم میخواستی بخوری
![]()
دیگه اینکه 1 تیر تولد مامان جون بود که مصادف بود با 5 رمضون.عصری با بابایی و شما رفتیم یه دسته گل گرفتیم و قبل از افطار رسیدیم خونه مامان جون. ![]()
بعد از ما عمو جواد و بعد هم عمو مجید اومدن. عمو مجید کیک آورده بود و عمو جواد هم یه بلوز واسه مامان جون.
خلاصه بعد از افطار یه تولد مختصر گرفتیم و کلی هم عکس انداختیم. ![]()
این اولین افطاری با حضور شما خونه مامان جون بود و خیلی هم خوش گذشت..


اين يكي از عكساي شماست در حين اسباب جمع كردن ...

عكس شما و خاله فاطمه خونه ماماني اينا ...



اينم عكسايي كه با خاله مرجان رفتيم فست فود...



اينم عكس زهرا ني ني 5 روزه دختر خاله من هست عسلم ...

اينم شمايي وقتي مي خواستيم واسه تولد مامان جون و البته افطاري بريم خونشون ...




اينم عكساي تولد مامان جون هست





اينم شمايي تو لباس جديدي كه برات خريديم





اولین ماه رمضان با حضور یسنا 
